​روزی جوانی نزد حضرت موسی علیه السلام آمد و گفت: ای موسی خدا را از عبادت من چه سودی می رسد که چنین امر و اصرار بر عبادتش دارد؟ حضرت موسی(ع) فرمود: یاد دارم در نوجوانی از گوسفندان شعیب نبی چوپانی می کردم. روزی بز ضعیفی بالای صخره ای رفت که خطرناک بود و… بیشتر »

موضوعات: درخت
   شنبه 7 دی 1398نظر دهید »
​من چادر بر سر دارم و تو چفیه بر شانه… وچه حکایت غریبی است میان این چفیه و چادر…? از سپیدی چفیه تو تا سیاهی چادر من جاده ای است به سرخی خون❣ جاده ای که عفت مرا وامدار غیرت تو می کند?غیرتت اگر نبود چادرم کجای این زمانه بود؟! ? ? تو که چفیه بر… بیشتر »

موضوعات: درخت
   شنبه 7 دی 1398نظر دهید »